اینکه اینقدر با یه داستان کوتاه به وجد میام رو دوس دارم. جوگیر بودنم رو توی کتاب خوندن دوس دارم.

شب های روشن رو خوندم و مثل همیشه اول کار شروع کردم دنبال مشترکاتم با شخصیت اول داستان. خیال پردازیش، احساساتی بودنش رو حسابی دوست داشتم. اینم بگم که ته داستان یه جوری ضربه ای بود که دردم گرفت ولی از شما چه پنهون! همین درده از همه قشنگ تر بود