بازی ها

اولین باری که کنجکاو شدم برای شناختن شخصیت خودم، کتابای علمی بخونم ترم یک دانشگاه بود. همون روزای خوشی که پردیس مرکزی بودیم. سه سال پیش. استاد شعبانی سر کلاس جامعه شناسی اوقات فراغت خیلی صریح و رک توضیح داد که شخصیتم از لحاظ کودک، والد و بالغ بودن، بیشتر روی کودمش سواره. اونروز هیچی از این سه تا ویژگی نمی دونستم. کنجکاو شدم و رفتم دنبالش. اول از همه چند قسمت از برنامه های علی بابایی زاد رو تماشا کردم و یه چیزایی دستگیرم شد. بعد توی گوگل سرچ کردم و راجع بهش خوندم و یه سری تست های شخصیت شناسی زدم و فهمیدم بعععله. استاد شعبانی درست زده بود تو خال! حالا سه سال گذشته و من کماکان سعی ام رو کردم حداقل شخصیتم رو بهتر بشناسم.
کتاب "بازی ها" رو پارسال از باغ کتاب خریدم. سر سری خونده بودمش ولی اینبار بهتر خوندمش. ولی بازم نه کامل! این کتاب کاملا تخصصیه و ریز به ریز کل کل های عمدی ای که آدم ها با توجه به شخصیت هاشون انجام می دن رو بررسی کرده. پس اینکه برام خسته کننده باشه چیز عجیبی نیس، هس؟
پ.ن:
به مامان می گم:
_می بینی تروخدا؟ زمونه برعکس شده. من که دهه هفتادی ام کتاب دستمه، تو توی اینستایی...".
می خنده و می گه:
_خب منم دارم یجور مطالعه می کنم، دارم کامنت می خونم!!!
وقتی اینجوری توجیه می کنه می میرم براش...
بعد از چند دقیقه با خنده میگه:
_بذار برم باز کنم این فیدیبوی کوفتی رو.
باز من می میرم براش...

زینب هستم. ۳۰ سالمه. کتابدار یه کتابخونه باصفا و دوست داشتنی هستم توی یه شهر کوهستانی. اینجا احساسم رو راجع اتفاقات خاص با تک تک کتاب هایی که می خونم و بعضا سریال و فیلم هایی که میبینم، و خاطرات شغل جذابم میگم.