جاودان

داشتم تصور می کردم اگه یهو یه روزی محمدعلی جمال زاده رو توی یه کتاب فروشی می دیدم چی بهش می گفتم؟ احتمالا می رفتم جلو و می گفتم آقای جمالزاده وقتی آثارتون رو می خونم یاد قند و نبات و شکر میفتم. بعد محمدعلی جمالزاده احتمالا یه خنده ی نخودی می کرد و می گفت شاید چون گفتم :"فارسی شکر است" ؟ منم می گفتم هم بخاطر اون هم اینکه خیلی شیرین می نویسید. جوری ضرب المثل ها، کنایه ها، جمله های طنز فارسی رو کنار هم می ذارید که آدم کیف می کنه. بعد هم احتمالا تشکر می کرد و بنای صحبت رو با بقیه ی طرفداراش می ذاشت.
قصه ی کوتاه جاودان رو دوست داشتم. اما اگه بخوام با دار المجانین مقایسه کنم؟ اصن مقایسه شم اشتباهه :) حرفشم نزن.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۷ ساعت 16:30 توسط زینب
|
زینب هستم. ۳۰ سالمه. کتابدار یه کتابخونه باصفا و دوست داشتنی هستم توی یه شهر کوهستانی. اینجا احساسم رو راجع اتفاقات خاص با تک تک کتاب هایی که می خونم و بعضا سریال و فیلم هایی که میبینم، و خاطرات شغل جذابم میگم.