بعد از دو روز مرخصی اومدم کلید هارو از همکارم بگیرم، دیدم همکار روستاییم که در دو روز جام اومده بود، همه کتاب هامو جا زده توی قفسه ها و کل کتاب ها و قفسه هارو مرتب کرده. عشق کردم. خدایا شکرت که آدم های خوب وجود دارن.