در جستجوی آرامش

قرن هاست افراد مسن، جوانی هایشان را خیال انگیز توصیف می کنند و اصرار میکنند هیچ چیز به خوبی سابق نیست. خب، درست است؛ اما نه آنطور که آن ها می گویند. بیشتر چیز ها در گذشته بدتر بوده اند نه بهتر؛ اما انسان ها خیلی راحت فراموش می کنند قبلا اوضاع واقعا چطور بوده است.
از کتاب واقع نگری، هنس روسلینگ
این کتاب رو برای آشفتگی این روزهام میخونم. تا مرهمی باشه برای دل بی قرارم. از جهان هستی میخوام امید و آرامش و انگیزه و عشق به قلب همه ی ما بده. دلم نمیخواد هیچ کسی کشته بشه. هیچ کسی. دلم نمیخواد اینقدر نفرت و خشم توی قلب ها ببینم. دلم میخواد عشق ببینم. صمیمیت ببینم. خوشحالی ببینم. صدای خنده بشنوم. لبخند روی چهره ها ببینم. از بی احترامی بیزارم. بیزار.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر ۱۴۰۱ ساعت 19:1 توسط زینب
|
زینب هستم. ۳۰ سالمه. کتابدار یه کتابخونه باصفا و دوست داشتنی هستم توی یه شهر کوهستانی. اینجا احساسم رو راجع اتفاقات خاص با تک تک کتاب هایی که می خونم و بعضا سریال و فیلم هایی که میبینم، و خاطرات شغل جذابم میگم.