یه کمدی سیاه فوق العاده. پر از مفهوم. دوستش داشتم.

داستان درباره دورانی در آینده است که همه ناامید و افسرده ان. تا جاییکه داخل شهر مغازه خودکشی وجود داره و خودکشی خیلی عادی و طبیعیه و روزانه چندین نفر خودشون رو با مدل های مختلف میکشن. زن و مرد افسرده ای مغازه خودکشی معروفی دارن که پر از ابزار مختلفه برای این کار. دو تا پسر دارن به اسم های ونسان و آلن و یه دختر به اسم مرلین. مرلین فوق العاده زیباست اما افسرده و خودکم بین. ونسان هم پر از مشکلات روحیه‌. اما از وقتی آلن به دنیا میاد همه چیز تغییر میکنه....آلن یه بچه شاد و شنگول و پر از امیده که اطرافش رو تغییر میده به مرور. خانواده اش رو. و در آخر از واقع گرایی داستان خوشم اومد. که افسردگی و مشکلات روحی اینقدر ها هم راحت به پایان خوش نمیرسن و اتفاقاتی هستند که خیلی زیاد جای کار دارن. همه چی اینقدر آسون نیست. تغییر آسون نیست. تغییر سخته‌.

پ.ن: دیگه وقته برم سراغ یه کتاب خودآگاهی. همیشه وقتی چند تا داستان و رمان میخونم بعدش میرم سراغ روانشناسی. یه کتاب از انتشارات دوست داشتنی میلکان چطوره؟

پ.ن: این روزها فیلم هم زیاد میبینم.

Arctic

the worst person in the world

the story of my wife

the king douter

Togo

Mary and max

issi and ossi

In my deeams

I tonya

lamb

cinderella man

pig

a portrait of a l on fire

requiem for a Dream

Schindler list

star girl

marriage story

the secret in their eyes

the human stain