تمومش کردم و حس خوبی دارم، یه جور حس پیروزیه انگار. تقریبا دو هفته طول کشید خوندنش. من بیشتر تمرکزم روی ترجمه ها و معانی و گاهی تفاسیر بوده. ولی گاهی هم خود آیات رو با صدای عبدالباسط به شکل ترتیل گوش کردم و خوندم. در حین خوندنم همش به این فکر می کردم که چرا اینقدر آیه ها و حرف ها تکراری ان، ک یهو به یه آیه برخوردم که خیلی شیک جواب شبهه مو داد، گفت این تکراری بودنه عمدیه و برای اون هایی که ایمان دارند اتفاقا اشتیاق میاره و این تکراری بودن بخاطر تذکر دادنه مداومه اصلا.

تا اونجایی که من نتیجه گیری کردم، قرآن روی یه سری چیزا خیلی خیلی زیاد متمرکزه. اول از همه ایمان به یکتا بودن خدا و ایمان به اینکه یه دنیای دیگه ای هم هست که اصلی تر و مهم تره. دوم نماز، ینی اینقد راجع به نماز گفته که... درباره نماز تا اونجایی که من متوجه شدم وقت نماز رو گفته بود، ینی صبح (قبل از طلوع خورشید)، ظهر (قبل از غروب خورشید) و شب (تا نیمه شب). و دیگه اینکه راجع به وضو هم گفته بود. تسبیح و نماز شب رو هم گفته بود. رکوع و سجده رو هم توی نماز گفته بود این از این. سوم زکات بود بنظرم. که خیلی گفته بودش. ینی تقریبا بعد از گفتن نماز اکثرا زکات رو هم گفته بود. چهارم انفاق بود که خیلی زیاد گفته بود و بقیه ی چیزایی که گفته بود شرح قوم هایی مثل عاد و ثمود و لوط و بنی اسرائیل و این ها بود. از موسی هم خیلی زیاد و پرتکرار حرف زده بود. ینی حرف هایی که از موسی و تورات زده بود خیلی بیشتر از عیسی، نوح، ایوب، ابراهیم و ... بود. و دیگه اینکه خب در صورت انجام این چیزایی که گفتم از بهشت و برعکسش از جهنم و عذاب گفته بود.

در آخر هم اینکه خیلی خوشحالم که دو هفته برای قران وقت گذاشتم و مفهوم کلیش الان دستمه و می تونم بعد ها با بقیه دین ها مقایسه اش کنم. خیلی خوشحالم که حس خوبی بعد از تموم شدنش دارم، با اینکه هزاران تا شبهه خصوصا با موضوع نگاه قرآن به زن، توی سرمه ولی بیشتر مطالبش رو "خیلی" دوست داشتم.

5حج

9نحل