بلاخره درست حسابی اومدم سراغ هرمان هسه نویسنده آلمانی مرموز و خوش قلم. قبلا یه کتاب ازش خونده بودم به اسم هرمان هسه و شادمانی های کوچک. اینبار یکی از کتابایی رو خوندم که قند نوشته هاشه. یکی از خوباش. و محبوب ترین های هرمان هسه: سیذارتا یا به قول سروش حبیبیِ مترجم: سیدارتها.

خیلی دوستش داشتم. داستان یه پسر نوجوان به نام سیدارتا هست که سفر معنوی خودش رو در مسیر زندگی طی میکنه. از تعادل گرایی هرمان هسه خوشم اومد. بنظرم به شکل محاوره ای بخوام بگم یکی از حرفای این نویسنده اینه که شور هیچ چیزی رو درنیاریم. اروم باشیم و از مسیر زندگی لذت ببریم. سعی کنیم تعادل رو حفظ کنیم. خودمون رو اذیت نکنیم.

این کتاب باعث شد برم درباره بودا و آیین بودیسم بخونم. بعد به قول استاد خندان ضد مطلب رو هم بخونم تا روشن تر شم. نقد هاشم خوندم‌. درباره هرمان هسه خوندم‌‌. درباره سروش حبیبی خوندم. فرق کلی بودا و هندو رو فهمیدم‌. خیلی جالب بود. کتاب ها برای من نخ ان. ولی از جنس محکم ها. میگیرمشون و تاب میخورم توی دنیای خیال و اطلاعات جدید و جذاب‌.

ادامه مطلب اطلاعات بیشتر درباره سیذارتا.